نماز شب كه یكی از عبادات خالص اولیای خدا و از برنامه های سازنده اسلامی به شمار  می رود انسان را به وادی معنویات نزدیكتر می كند. نماز شب درس خودسازی و  خلوت كردن با خالق خود را كه از نیازهای طبیعی انسان است به انسان می آموزد ،نماز شب تاثیر بسزایی در سه عالم دارد هم در دنیا و هم در برزخ و هم در  قیامت.

آثار نماز شب در دنیا

تاثیر نماز شب در دنیا، ابعاد گسترده ای دارد هم تاثیر در زندگی شخصی و اجتماعی و  سیاسی، و هم تاثیر در باطن و ظاهر انسان دارد.نماز شب رفع مشكلات و گرفتاری و رفع بیماری های روحی و جسمی را نیز در برمی گیرد.

در اینجا چند نمونه از احادیثی كه از معصومین علیهم السلام در مورد آثار نماز شب رسیده است را بیان می كنیم:

۱- بازداشتن از گناه

یكی از  آثار نماز شب بازداشتن انسان از گناه است.بهترین وسیله ای كه مانع گناه  انسان می شود و قرآن كریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام آن را امضا  كرده است نماز است.

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: « فإنّ صلاة الیل مِنهاةٌ عنِ الاثم؛ نماز شب انسان را از گناه باز می دارد.»

بعضی ها به نماز یومیه اكتفا می كنند و می گویند همین نماز ما را بیمه می كند لازم  نیست كمه نماز شب بخوانیم و یا اهمیت نمی دهند. می بینیم كه اولیای خدا كه پاك هستند و گرفتار گناه نشدند به وسیله همین نماز یومیه و نماز شب است.  هر كدام از این ها خواص خود را دارد. بزرگان و مردان شب، انتظار شب را می  كشند. اگر گناه و خطایی در طول روز انجام دهند نماز شب آن را پاك می كند.  مكمل نماز یویمیه ، نماز شب است.

امام باقر  علیه السلام فرمودند: «إنما جُعِلَت النّافلةُ لِیُتَمِّ بها ما أفسَدَهُ  من الفریضة؛ همانان (نماز) نافله را به خاطر این جهت قرار دادند كه جبران  فساد نمازهای واجب را كند.»



ادامه مطلب...

شافعی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست روی یکدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنّت  است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به  سمت چپ قرار دهد.
حنبلی‌ها می‌گویند: گذاشتن دست‌ها روی هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.
فرقه مالکیّه بر خلاف سه مذهب فوق می‌گویند: آویختنِ دست‌ها در نمازهای واجب،  مستحب است، قبل از مالکی‌ها نیز جماعتی همین قول را گفته‌اند که از آن  جمله‌اند: عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.
از امام اوزاعی منقول است که نمازگزار، بین آویختن دست‌ها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.(1)

 

امّا مشهور بین شیعه امامیّه آن است که قرار دادن دست‌ها روی  یکدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه کسی  قائل به کراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در کافی.(2)
کیفیت نماز پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم ):
با این که به جز مالکی‌ها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست  راست در نماز را جایز شمرده‌اند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفته‌اند، با این حال دلیل قانع کننده‌ای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب.  بلکه می‌توان ادّعا کرد که دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی  که از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اکرم(صلی الله  علیه و آله وسلم ) است، از گذاشتن دست‌ها بر یکدیگر سخنی به میان نیاورده  است و امکان ندارد که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) امر مستحبّی را  در طول حیات خود (یا بخشی از آن) ترک نماید. اکنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیّه را ذکر می‌کنیم که هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم ) را بیان  می‌کند و در هیچ‌یک کو‌چکترین اشاره‌ای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه  رسد به چگونگی آن:
الف: حدیث ابی حُمید ساعدی
حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدّثان (سنّی) روایت کرده‌اند و ما از کتاب  سنن بیهقی نقل می‌کنیم که گفت: او رو به اصحاب پیامبر‌(صلی الله علیه و آله وسلم ) کرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت  بوده‌ای و نه افزونتر از ما مصاحبتش کرده‌ای. گفت: چرا، گفتند: پس (کیفیّت  نماز آن حضرت را) بر ما عرضه کن. ابوحُمید گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و  آله وسلم ) هرگاه می‌خواست به نماز بایستد، دست‌ها را تا برابر شانه‌هایش  بالا می‌بُرد، سپس تکبیر می‌گفت و هنگامی که همه اعضایش به حال اعتدال در  جای خود قرار می‌گرفت به قرائت می‌پرداخت، آنگاه تکبیر می‌گفت و دست‌ها را  تا برابر شانه بالا می‌بُرد، پس از آن به رکوع می‌رفت و دو کف دست را بر  زانوها می‌گذاشت و در حال اعتدال که نه سرش را بالا می‌گرفت و نه پایین  می‌انداخت، رکوع را انجام می‌داد. سپس از رکوع سر بلند می‌کرد(می‌ایستاد) و می‌گفت: سمع اللّه لمن حمده. آنگاه دست‌ها را تا برابر شانه‌ها بالا  می‌بُرد و تکبیر می‌گفت، سپس (برای سجده) متوجّه زمین شده و دست‌هایش را  (در سجده) از پهلوهایش جدا می‌گرفت، آنگاه سر از سجده برمی‌داشت و پای چپش  را خم می‌کرد و بر آن می‌نشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز می‌نمود و  سجده دوم را نیز همین‌گونه انجام می‌داد و پس از سجده، تکبیر می‌گفت، سپس  پایش را خم کرده بر آن می‌نشست در حالی که هر عضوی به حال اعتدال قرار  می‌گرفت. رکعت بعدی را هم به همین کیفیّت انجام می‌داد و پس از دو رکعت در  حال قیام، تکبیر می‌گفت و دست‌هایش را تا برابر شانه‌ها بالا می‌برد  همانگونه که تکبیر افتتاحیّه را انجام می‌داد و در بقیّه نمازش نیز  همین‌طور عمل می‌کرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام می‌گفت، پای چپ را عقب  قرار می‌داد و بر سمت چپ بر وَرِک می‌نشست.(3)
همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم ) بدین گونه نماز می‌گذارد.(4)
این بود حدیثی در مقام بیان کیفیّت نماز رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم )  که از طریق اهل سنّت روایت شده که وجه دلالت آن را دانستیم. اکنون به حدیثی که شیعه امامیه روایت کرده توجه کنید:
ب: حدیث حمّاد بن عیسی
حمّاد بن عیسی از امام جعفر صادق ( علیه سلام )روایت کرده که آن حضرت فرمود: چه  قدر ناپسند است برای مردی که 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یک نماز با شرایط کامل انجام نداده باشد. حمّاد گفت: (از این سخن امام (علیه السلام ) در  دلم احساس حقارت کردم و عرض کردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط کامل) به  من تعلیم فرما.
پس ابوعبداللّه ( علیه سلام )(جعفر بن محمّد‘) راست  قامت رو به قبله ایستاد و دست‌هایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش  انداخت و پاهایش را نزدیک به هم به فاصلة سه انگشت باز قرار داد و انگشتان  پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمی‌کرد و با خشوع و  فروتنی تمام بود، پس تکبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللّه احد را با ترتیل  قرائت کرد، سپس به اندازه نفس کشیدنی در حال قیام صبر کرد و پس از آن تکبیر گفت در حالی که هنوز ایستاده بود، آنگاه به رکوع رفت و دو کف دستش را با  انگشتان باز روی کاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش  صاف شد به طوری که اگر قطره‌ای آب یا روغن بر پشتش ریخته می‌شد به واسطه  راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمی‌گشت، امام گردنش را (در رکوع) راست  گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رَبّی العظیم  وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون کاملاً به حال قیام درآمد، گفت:  «سمع اللّه لمن حمده» و بعد از آن در همان حال قیام، تکبیر گفت و دستها را  تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها  بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربّی الأعلى وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده کرد: پیشانی، دو کف  دست، دو کاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده  بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاک سنّت است که اِرغام نامیده می‌شود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی که راست نشست، تکبیر گفت و ساق پای چپ را خم  کرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر کف پای چپش گذاشت و گفت: «أستغفر  اللّه ربّی و أتوب إلیه»، و در همان حال نشسته تکبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل بجا آورد و همان ذکر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از  عضوی از بدنش برای عضو دیگر در رکوع و سجود کمک نگرفت و در حال سجده  دست‌هایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو رکعت نماز بجا آورد.
سپس فرمود: ای حمّاد، این  گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مکن و با دست‌ها و انگشتانت بازی مکن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز.(5)
چنان که  ملاحظه می‌شود هر دو روایت در صدد بیان کیفیّت نماز واجب است و در هیچکدام  کوچکترین اشاره‌ای به روی هم گذاشتن دست‌ها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست  سنّت بود، امام صادق ( علیه سلام )در بیان خود آن را ترک نمی‌کرد و حال این که آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) را  برای ما مجسّم می‌کرد، چون او از پدرش امام باقر( علیه سلام )و امام باقر(  علیه سلام )از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان( علیه سلام )و او از رسول اعظم  صلوات اللّه علیهم اجمعین گرفته‌اند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زیرا گرفتن دست در واقع داخل کردن چیزی است در شریعت که از  شریعت نیست.
ج. آموزش نماز به کسی که نماز صحیح نمی‌خواند:
در میان محدثان اهل سنت حدیثی است به نام «حدیث المسیء صلاتُه» یعنی حدیث کسی که نماز خود را صحیح نمی‌خواند، در این حدیث چنین آمده است:
ابوهریره می‌گوید: پیامبر وارد مسجد شد، مردی نیز وارد مسجد شد و نماز گزارد، سپس  به حضور پیامبر‌(صلی الله علیه و آله وسلم ) آمد و سلام کرد. پیامبر‌(صلی  الله علیه و آله وسلم ) سلام او را پاسخ گفت و فرمود: برگرد و دو مرتبه  نماز بخوان، رفت و نماز گزارد و به سوی پیامبر بازگشت، پیامبر نیز فرمود:  برگرد باز نماز بگزار، این کار سه بار تکرار شد، سرانجام آن مرد عرض کرد:  سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، من جز آنچه انجام می‌دهم،  چیزی نمی‌دانم، چه بهتر که نماز را به من بیاموزی.
در این هنگام  پیامبر‌(صلی الله علیه و آله وسلم ) فرمود: هرگاه به نماز ایستادی تکبیر  بگو، سپس آنچه از آیات قرآن می‌دانی، بخوان، سپس رکوع کن به گونه‌ای که  بدنت آرام گردد، آنگاه پیامبر‌(صلی الله علیه و آله وسلم ) دیگر اجزا و  شروط نماز را به او می‌آموخت(6) و هیچ اشاره‌ای به گذاردن دست راست بر دست  چپ نمی‌کند، در حالی که اگر این کار واجب و یا مستحب مؤکد بود، از گفتن آن  خودداری نمی‌کرد.
نظر ائمّه معصومین  (علیهم السلام):
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، روشن گردید سنت بودن دست روی دست گذاشتن در  نماز ثابت نشده است، بدین جهت می‌بینیم که ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) از  این عمل (گرفتن دست در نماز)، احتراز می‌کردند و آن را از افعال مجوس در  مقابل پادشاه می‌دانستند.
محمّد بن مسلم از امام جعفر صادق یا امام  محمّد باقر ‘روایت کرده، می‌گوید: به آن حضرت عرض کردم: حکم کسی که دستش را در نماز بر دست دیگر می‌گذارد، چیست؟ فرمود: این عمل، تکفیر است و نباید  انجام شود.(تکفیر به معنی تعظیم در مقابل پادشاهان است).
زراره از  حضرت امام محمّد باقر ( علیه سلام )روایت کرده که فرمود: بر تو باد توجه به نماز، و در نماز تکفیر مکن(دستهایت را بر هم مگذار)، زیرا مجوس این عمل را انجام می‌دهند.
شیخ صدوق (ره) به سندی از امیر مؤمنان علی ( علیه  سلام )روایت کرده که آن حضرت فرمود: مسلمان دستهایش را در نماز جمع نمی‌کند و در حالی که در مقابل خدای عزّ وجلّ ایستاده است، تشبّه به اهل کفر (یعنی مجوس) نمی‌ورزد.(7)
در خاتمه یادآوری می‌کنیم که آقای دکتر علی  سالوس بعد از نقل نظریات و فتاوای فقهای شیعه و سنّی، (در مورد نهادن  دست‌ها بر یکدیگر در حال نماز) به کسانی که دست روی دست گذاشتن را حرام  می‌دانند حمله کرده و می‌گوید: «کسانی که قائل به حرمت و مبطل بودن این عمل هستند یا تنها آن را حرام می‌دانند، به واسطه تعصب مذهبی، بین مسلمین  اختلاف و تفرقه ایجاد می‌کنند».(8)
جا دارد از ایشان پرسیده شود:  اگر تلاش و بررسی وتحقیق در کتاب و سنّت، شیعه را به این نتیجه رسانده که  گرفتن دست در نماز، امری است که بعد از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم )  پیدا شده و مردم در زمان خلفا به آن امر می‌شدند، گناه شیعه چیست؟ و در  این صورت هر کس گمان کند که آن عمل جزئی از نماز است چه واجب باشد یا  مستحب، تحقیقاً در دین امری را بدعت نهاده که از دین نیست.

 

آیا جزای کسی که در کتاب و سنّت اجتهاد و تحقیق نماید این است که با تیر اتّهام به تعصّب مذهبی و ایجاد اختلاف، مورد هدف قرار گیرد؟
اگر این اتّهام بجا باشد، آیا امام مالک را نیز می‌توان این گونه متّهم کرد؟  زیرا او گرفتن دست را مطلقاً، یا در نمازِ واجب، مکروه می‌داند. آیا  می‌توان امام دارالهجره را به تعصّب مذهبی و ایجاد خلاف متّهم کرد؟
به چه دلیل دست بسته نماز خواندن را نشانه تعصّب مذهبی و میل به اختلاف بین مسلمین نمی‌دانید؟

نوشته شده در تاريخ برچسب:, توسط zahra |

درطوفان زندگی باخدابودن بهترازناخدابودن است.

در تعاليم اسلامي از دروغ به عنوان يك گناه كبيره و معصيتي بزرگ ياد شده است ، و ما در مطالعات روانپزشكي به بيماريها و اختلالات گوناگوني بر مي خوريم كه در آنها "

دروغ گويي "بعنوان يك علامت برجسته مطرح است .
يا "دشنام گويي "كه يك گناه محسوب مي شود ، گهگاه با ابتلاء حاد برخي از اشخاص به گروهي خاص از بيماريهاي رواني ، در آنها ديده مي شود ( به اين علامت در روانپزشكي گفته مي شود .) پس چه بسا كه ساختمان مغز و وضعيت ناقل هاي عصبي در اشخاص دروغگو به گونه اي باشد كه آنها را به دروغگويي وا دارد يا كساني كه دشنام گويي بيمارگونه دارند بر اثر تغييرات نابهنجاري كه بر اثر عوامل مختلف اعم از علل جسمي ، محيطي ، رواني ، خانوادگي و .. در دستگاه اعصاب آنها بوقوع پيوسته است ، دچار اين عارضه شده اند .
در اين مورد مدارك و شواهد پزشكي متعددي مي توان ارائه داد ، بعنوان مثالهاي ديگر بد نيست به يك بيماري عفوني مشهور موسوم به "سيفليس "اشاره بكنيم كه با توجه به مباحث قبلي ما در مورد شياطين توسط نوعي از انواع شيطان موسوم به "تروپوتما پاليدوم "ايجاد مي شود . علائم رواني و نشانه هايي كه شايد بتوان آنها را بيماري روحي تلقي كرد ، در اين بيماري به وفور ايجاد مي شود. مثلا در مرحله سوم سيفليس بيمار مبتلا شروع به گزافه گويي ها و دروغگويي هاي عجيب و غريب در مورد خود مي كند ، كه قبل از ابتلاء به بيماري هرگز سابقه اي از اين گونه اعمال را نشان نمي داد. يا در بيماري ديگر عفوني موسوم به "بروسلّوز " ( تب مالت ) كه ناشي از تفّوق شيطان ديگري ، درجسم انسان است ، از تظاهرات مهم بيماري وقوع حالت افسردگي شديد در فرد مبتلاست .
با اين مثالها مي توان به رابطه نزديك شياطين ميكروبي ، با شياطين دستگاه مغز و اعصاب انسان كه او را به سوي بيماريهاي رواني ( مثل افسردگي ) يا بيماريهاي روحي ( مثل دروغگويي ) سوق مي دهند ، پي برد .
بد نيست براي تفهيم بهتر مطلب مثال بسيار جالب ديگري را نيز ارائه دهيم و آن در مورد يك اختلال مشهور روانپزشكي در برخي از خانمها و بخصوص خانمهاي حامله است كه ناميده مي شود . در اين اختلال خانم حامله اي كه حتّي كوچكترين سابقه اي در انجام اعمال خلاف نداشته است به ناگاه مثلا پس از حاملگي خود تمايل بسيار شديدي براي "دزدي كردن "پيدا مي كند ، تا جايي كه گهگاه نمي تواند در مقابل اين تمايل بسيار شديد خود ، مقاومت كند و سرانجام اقدام به دزدي هاي عجيب و غريب مي كند .
توجيه علمي اين دزدي هاي غير منتظره ، بروز تغيير و تحولاتي در ناقل هاي عصبي دستگاه اعصاب است كه متاثر از تغييرات هورموني و شيميايي بدن در دوران بارداري مي باشند و اين تغيير مرموز در دستگاه اعصاب است كه زن را بدون هيچ سوء سابقه اي به سمت دزدي سوق مي دهد .
اين قبيل مسائل شناخته شده در دانش امروز بشر همگي دلالت بر آن دارند كه گناهاني كه بشر مرتكب مي شود همگي ناشي از تغيير و تحولاتي در دستگاه اعصاب اوست و گناهكاران و منحرفين بالذّات آدمهاي بدي نيستند ، بلكه موجودات بيماري هستند كه تعادل ناقل هاي عصبي در آنها به هم خورده است .
بدين ترتيب برآيند و نتيجه همه عواملي كه آنها را در بروز گناهان و بيماريها موثر مي دانند ( مثلا تربيت خانوادگي بد ، اجتماع فاسد ، و منحرف ، دوستان ناباب و .. ) همين برهم خوردن تعادل ناقل هاي عصبي مي باشد كه در طي نكات اخير به مطالبي پيرامون آن اشاره شد .
با همين ديدگاه است كه در برخي ممالك پيشرفته وقتي كسي در يك فروشگاه هنگام دزدي ، دستگير مي شود او را به جاي آن كه به پليس بسپارند ، به بيمارستان روانپزشكي اعزام مي كنند. در حالي كه علم بشر تا زماني كه به شناسايي كامل تغييرات ناقل هاي عصبي مربوط به هر انحراف ( مثلا دزدي ) دست يابد و براي هر يك دارو پيشنهاد كند راه درازي را در پيش دارد و بر اين اساس بيمارستانهاي روانپزشكي نيز در قرون حاضر نخواهند توانست كار چنداني براي شفا بخشيدن به اين قبيل بيماران ( كه در واقع گنهكاران هستند ) انجام دهند .
و به همين دليل است كه آمار جرم و انحراف و جنايت روز به روز در كشورهاي غربي و اقتداكنندگان به ايشان بالا مي رود .
اما از آنجا كه مكتب اسلام هيچ سؤال بشر را بدون پاسخ نگذاشته است در مورد نحوه درمان بيماريهاي روان ( گناهان ) و ريشه كن نمودن جرم و جنايت و انحراف از جامعه نيز ميتوان در رهنمودهاي اين مكتب روشهاي متعدد پيدا كرد و با سرنهادن كامل و بدون قيد و شرط به دستورات آن در راه ساختن جامعه اي به تمام معنا سالم قيام نمود.
پس وقتي كه خالق انسان و هستي ، در كاملترين صحيفه ضامن خوشبختي و سعادت انسان ندا سر مي دهد كه : انّ الصّلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر . ميتوان با قبول كامل اين جمله الهي اطمينان يافت كه بهترين راه مبارزه با همه بديها و منكرات "نماز "است .
چرا كه نماز از راههاي اسرارآميز همه ناقل هاي عصبي بد و نامطلوب را در دستگاه اعصاب انسان مهار مي كند و او را به مفهوم تعادل ناقل هاي عصبي نزديك مي سازد .
با مروري كه در نكات پيشين اين مجموعه مقالات بر فوايد پزشكي نماز نموديم و با نمونه هاي متعددي كه از تاثيرات مثبت نماز در پيشگيري يا حتي درمان بيماريهاي جسمي و رواني انسان ارائه داديم و با توجّه به اين موضوع كه در نظّريات مربوط به تعادل ناقل هاي عصبي ، همه بيماريهاي جسمي و رواني انسان به نوعي در ارتباط با تحولات ناقل هاي عصبي معرّفي مي شوند . مي توانيم به اين نتيجه درخشان برسيم كه نماز داراي تاثيرات غير قابل انكاري بر ناقل هاي عصبي بسيار متعدد دستگاه عصبي انسان است .
بعنوان مثال ديديم كه چگونه نماز بهداشت خواب را تامين مي كند و در واقع از تاثير نامطلوب آن گروه از ناقل هاي عصبي كه با كم و زياد شدن خود ، اختلالات گوناگون مربوط به خواب را ايجاد مي كنند جلوگيري مي نمايد .
يا متوجه شديم كه طهارت همراه نماز از طيف گسترده اي از بيماريهاي عفوني پيشگيري مي نمايد . بر اين اساس مي توانيم قضاوت كنيم كه نماز جلوي بسياري از تغييرات نامطلوب ناقل هاي عصبي در دستگاه اعصاب ، كه بر اثر بيماريهاي عفوني حاصل مي شوند ( مثل روان پريشي ناشي از سيفليس ، افسردگي ناشي از تب مالت و .. ) را مي گيرد .
يا در بعد بيماريهاي رواني مختلف اعم از اضطراب ، افسردگي، وسواس ، اختلالات شخصيت و .. كه دانش امروز همگي را ناشي از تغيير و تحولات نامطلوب ناقل هاي عصبي ميداند به تاثير گذاري نماز پرداختيم .
با عنايت به مجموعه اين مباحث و با توجه به مشابهتي كه بين انحرافات و گناهان با بيماريهاي مختلف جسمي و رواني ، از نظر تاثيرات متقابل آنها بر دستگاه مغز و اعصاب ، قائل شديم مي توانيم به تاثير نماز از طريق ايجاد تعادل در ناقل هاي عصبي در ريشه كني بيماريهاي روح يعني همان گناهان و انحرافات ، توجه نماييم . در حقيقت ، انسان نمازگزار با بهره بردن از اين فريضه نوراني خود را در مقابل همه گناهان و خطاها "ايمن "و "واكسينه "مي كند .
با اين كه در اين مورد مي توان به شواهد متعدد آماري كه به مقايسه ميان روحيات اشخاص نمازگزار و بي نمازها پرداخته اند استناد نمود ، اما با يك نگاه كلي به مردم اطراف نيز ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اشخاص نمازگزار نسبت به بي نمازها و "تارك الصلوه "ها داراي ويژگيهاي برجسته اخلاقي و ارزشهاي انساني به مراتب بيشتري هستند و به اين ترتيب تعادل ناقل هاي عصبي به درجات بيشتر در آنها برقرار است .
و اين معما براي دانش پزشكي همچنان باقي اسست كه نماز چگونه اثرات شگفت انگيز خود را در ريشه كني گناه و انحراف از جامعه و در واقع مقابله با تحولات نامطلوب ناقل هاي عصبي به انجام مي رساند .
اما اي كاش بشر دانشمند امروز هر چه زودتر متوجّه مي شد كه هر آن چه علم در طي مسير پيشرفت خود بدان دست مي يابد ، همان است كه شكل دقيق و بي عيب و نقص آن در كاملترين مكتب ديني يعني اسلام و بخصوص در تعبيرهاي علمي پيشوايان شيعه (ع) مورد بحث و بررسي قرار گرفته است .
و اي كاش انسان متوجه مي شد كه براي پيمودن مسير كمال لازم نيست كه دست به روي دست بگذارد و به انتظار بنشيند تا علم به كمال مطلق برسد و مثلا با تكميل نظريات مربوط به ناقل هاي عصبي ، انسان را به طريقه اي جبر گونه به سعادت و آرامش و آسايش برساند ، بلكه كافي است تا دستورات انسان ساز آيين مقدس اسلام را گردن نهد و با اختيار كامل و بوسيله نماز در راه برقراري تعادل ناقل هاي عصبي در سرزمين وجود خود قيام كند .
در اين مورد آيين مقدس اسلام و بخصوص مكتب شيعه ، نه تنها راه حلهاي عملي و قدرتمندي مثل نماز را براي برقراري تعادل ناقل هاي عصبي ارائه داده است بلكه معصومين (ع) را بعنوان انسانهاي كامل و اسوه هاي حسنه و مظاهر تمام عيار انسانيت معرفي نموده است .
با توجه به آنچه كه گفتيم ، معصومين (ع) كساني هستند كه تعادل هاي عصبي به مفهوم مطلق كلمه ، در وجود مباركشان برپاست . بدين معني كه اين بزرگواران ، نه فقط در مقابل انجام هر گونه گناه و انحراف يا خطا و اشتباهي مصونيت دارند ، بلكه حتي در مقابل همه بيماريهاي جسمي و رواني نيز محفوظ هستند .
در باور بشر دانشمند امروز ، برقراري كامل تعادل ناقل هاي عصبي در وجود هر شخص ايجاب مي كند كه آن شخص به مفهوم سلامت كامل دست يابد و بدين سان نه فقط از هر گونه بيماري جسمي و رواني ، بلكه از همه گناهان و انحرافات ، به دور باشد . كه اين باور علمي بشر در اعتقادات فلسفي شيعه پيرامون "انسان كامل "و حول و حوش مفهوم "عصمت "تاييد مي گردد. به عنوان مثال "خواجه نصير الدين طوسي (ره) " عالم بزرگ شيعه ، در كتاب "تجريد الأعتقاد "با ذكر براهين حكمي و فلسفي متعدد به اثبات رسانده است كه معصومين (ع) نه فقط در مقابل كليه گناهان و اشتباهات مصونيت كامل داشته اند ، بلكه از ابتلا به هر گونه بيماري جسمي يا رواني نيز ايمن و محفوظ بوده اند . شواهد تاريخي متعدد نيز نشانگر اين موضوع است كه پيامبران و امامان (ع) در زمان نبوت و يا امامتشان ، به دليل عصمت خويش ، هرگز بيمار نمي شده اند و يا حتي در سيماي فيزيكي و ظاهري اين اولياء الهي ، كوچكترين ناهنجاري وجود نداشته است . و بدينسان ، در وفات اين بزرگواران پيوسته عواملي به جز بيماري دخيل بوده است.
با اين اوصاف مي توان حتي علت طولاني شدن بي سابقه عمر حضرت بقيه الله امام زمان (عج ) را پيرامون اين نوع نگرش علمي و فلسفي نسبت به عصمت ايشان دريافت نمود .
و اين يگانه معصوم زنده در دنيا ، كه قلبهاي منتظر شيعيان و عاشقانش ، پيوسته در حسرت ديدار با او در طپش است همان انسان كاملي است كه در انتهاي مسير حقيقي تكامل بشريت قرار دارد و همان نمازگزاري است كه نماز را با همه عظمتهايش ، به مفهوم حقيقي آن ، اقامه مي كند ، نمازي كه تمامي اجزاي آن سزاوار سلام و ثنا و ستايش ابدي است .
" السلام عليك حين تقوم ، السلام عليك حين تقعد ، السلام عليك حين تقراء ، السلام عليك حين تصلّي ، السلام عليك حين تقّنت ، السلام عليك حين تركع و تسجد ، السلام عليك حين تحلّل و تكبر ، السّلام عليك حين تحمد و تستغفر ، السلام عليك حين تصبح و تمسي ، السلام عليك في الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي

به اين ترتيب بسياري از منابع علمي ، اشاره كرده اند كه : هر نوع درمان ، چه به صورت تجويز يك قرص يا يك شيشه شربت و چه هر نوع ديگري از يك شيوه درماني هميشه حاوي يك عنصر تلقيني است “ رنگ و مزه يك تركيب دارويي گاه از طريق تلقين تاثير بيشتري دارد ، تا تركيب واقعي دارويي آن ! ” (1)
در اين مورد خاطره اي از روستاي آباء و اجداديم ( روستاي باصفاي گوغر ، از توابع شهرستان بافت از استان كرمان ) به ياد مي آورم ، كه ذكر آن در اينجا ، خالي از لطف نيست
“ چند سال پيش ، مادر بزرگ پير ( و حالا خدابيامرزي ) در روستاي “ گوغر ” زندگي مي كرد كه دائما از درد شديد زانو و پا نالان بود به طوريكه نوه ها و نبيره هاي او ، از دست ناله هاي اين
پيرزن دردمند ، خواب خوش نداشتند ! تا اين كه شبي از شبها ، يكي از نبيره هاي اين پيرزن ـ كه شايد اين نبيره ، دانشجوي سال اول پزشكي هم بود و از اين جهت پير زن اطمينان بسياري به او داشت ! ـ براي بي بي پيرش ، يك عدد پماد سفيد رنگ ، تجويز كرد ،كه درد پا و زانوي “ بي بي ” را براي هميشه ساكت كرد طوري كه بي بي دائما به جان نبيره خير خواه و دانشمندش ! دعاي خير مي نمود و مي گفت : تا كنون هيچ دارويي ، تا به اين حد در درمان درد پاي او موثر نبوده است ! اين در حالي بود كه آن نبيره رند و نادان ، به خوبي مي دانست كه آن پماد چيزي
جز يك عدد “ خمير دندان ” نبوده است و خود نيز از اين درمان اسرارآميز سخت در تعجب بود ! ” . و غرض از اين خاطره اين كه اميد به بهبودي ، مي تواند چقدر موثرتر از درمان عمل كند ، چرا كه تلقين خود بخود و غير عمدي به طور قطع ، در همه درمانهاي طبي و روانپزشكي و حتي جراحي ، مي تواند در كنار ساير درمانها و حتي موثرترين آنها ، نقشمهمي ايفا نمايد .
برخورد خيرخواهانه پزشك ، لبخند مطبوع پرستار ، بوي تميز مواد ضد عفوني در بيمارستان ، رنگ و مزه دارو ، همه و همه مي توانند ، از طريق تلقين ، نقش عمده اي در افزايش شانس بهبودي بيمار بازي كند .(2)
اما بايد به اين موارد و حتي قبل از همه آنها ، تاثير اعتقادات مذهبي و اميد به شفاي الهي را اضافه نمود .
انسان نمازگزار كسي است كه با تمام وجود اعتقاد دارد كه درمان همه بيماريها ، نزد خداست و به اين ترتيب با اميد به رحمت خداوند بيش از هر شخص بي نمازي ،اميدوار به رهايي خود ، از چنگال امراض و بيماريهاست و با اين ديدگاه تمام فعاليت هاي پزشكان و وسايل مادي را بعنوان واسطه هايي براي اراده الهي مي داند كه در تلاش براي بهبودي او ، حركت مي كنند . شخص نمازگزار ، به جاي اطمينان صرف به پزشك و درمان ، بوسيله نماز خود ، به رحمت خداوند اطمينان مي كند وايمان دارد كه تنها اگر خدا بخواهد ، ابزار مادي در درمان او ، موثر خواهند بود و با اين اميدواري ، “ اميد به بهبودي ” را در مؤثرين شكل خود ، به كار مي اندازد و از آن در پيشرفت درمانهاي پزشكي مربوط به بيماري خود ، بهره مي برد . البته از ابعاد ديگري نيز مي توان ، از تاثير نماز بر پيشرفت درمانها ، سخن گفت .
امروزه به اثبات رسيده است كه يك عامل مهم در عدم پيشرفت درمانهاي دارويي و اشكال در كنترل بيماريها ، ( مثلا كنترل بيماريهاي تيروئيد ) همكاري ضعيف بيمار ، در طي درمان است .(3)
يكي از جنبه هاي مهم اين همكاري ضعيف مي تواند به شكل نامنظم مصرف كردن داروها ، باشد ، كه چه بسا بر اثر فراموشكاري بيماران يا در خواب بودن آنها در زمان مصرف دارو ، اتفاق مي افتد . اما شخص نمازگزار از آنجا كه خود را ملزم به انجام فرايض واجب يوميه به شكل كاملا “ منظم مي بيند ، از امكان تطبيق دادن زمان مصرف داروهاي خود ، با زمان
نماز برخوردار است كه اين امر به نوبه خود مي تواند در پيشرفت درمانهاي دارويي موثر باشد .
اما زماني كه به اين نكته اشاره مي نمودم ، باز هم خاطره اي از همان مادر بزرگ خدا بيامرز و همان بي بي با صفاي گوغري ، كه در اين مقاله به او اشاره شد ، بي اختيار به خاطرم آمد و آن اين كه او هميشه ، پاكت داروهاي خود را در كنار سجاده نماز خود مي گذاشت ، تا هيچوقت ،خوردن داروهاي خود را فراموش نكند . و آن بي بي پر خاطره و گمنام ، كه چند سالي است ، روي در نقاب خاك كشيده است ، مانند بسياري از بي بي ها و باشوهاي (4) ديگر آب و خاك كرمان ، پيوسته در حال ذكر خدا بود و با همان استنباطات ساده اي كه از مذهب داشت ، هرگز نماز خود را ترك نمي كرد و شايد از بركت همين نماز بود كه قريب به 90 سال عمر پربركت ، از خدا گرفت و در طول مدت اين 90 سال شايد دردناكترين بيماريش همان درد پا و زانويي بود ، كه شرح آن گذشت .
آري ! زندگي با نماز ، زندگي اي ست سرشار از بركت و سلامتي و طول عمر .


ادامه مطلب...
   به علت پراكنده بودن عوامل عفوني متعدد در محيط اطراف و هواي تنفسي انسان ، و با توجه به اين كه استنشاق ميكروب از طريق بيني روش عمده انتقال اين عفونتهاست ، بيماريهاي عفوني تنفس ، بوفور بوقوع مي پيوندد. اين مشكلات بويژه در فصل سرما كه تجمع افراد در محيطهاي بسته افزايش مي يابد و ويروس ها و باكتري ها امكان رشد و بيماريزايي زيادتري پيدا مي كنند بيشتر مي شود و به همين علت است كه در فصل سرما شايعترين علت مراجعه اطفال و بزرگسالان به مطب و كلينيك هاي عمومي ، بيماري  common cold  ( سرماخوردگي ) و عوارض متعدد ناشي از آن است و همانطور كه اشاره شد ،عمده اين درگيري ها ، ناشي از انتقال عامل بيماريزا از طريق بيني است .

     اما از جمله مواردي كه در حين وضو ، مورد توصيه موكد قرار گرفته است . سه مرتبه ، چشيدن و استنشاق آب سرد و پاك است و حتي شستن قسمتي از درون بيني حين وضو ، توسط برخي از علماي شيعه واجب اعلام شده است ( رجوع شود به مساله 241 از رساله توضيح المسايل حضرت آيت .. العظمي اراكي (ره) .      با توجه به آن كه اولين سد دفاعي بدن در مقابل عفونتهاي تنفسي موهاي ريزي هستند كه در مخاط بيني تعبيه شده اند ، عوامل عفوني متعددي از جمله بسياري از ويروس ها و باكتري ها و حتي عامل بيماري سل در اين موها متوقف مي شوند و جلوي حركت آنها به قسمتهاي ديگر دستگاه تنفس گرفته مي شود .

     براين اساس چنانچه مسلمين در مقدمات نماز و حين وضو دستور اسلامي استنشاق آب سرد (1) را اجرا نمايند ، همه روزه چند نوبت ميكروبهاي مجرايي تنفس را زدوده و مجراي تنفسي خود را تميز و پاكيزه مي نمايند و بدين ترتيب از بروز بيماريهاي متعدد تنفسي در امان خواهند بود .         

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1.
از روايات اهل بيت عصمت (ع)چنين مستفاد مي گردد كه وضو با آب سرد ، افضل از آب گرم است و در باب حكمت پزشكي اين مطلب در آينده سخن خواهيم گفت
.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ برچسب:نمازبهترین ورزش, توسط zahra |
دكتر دياب و دكتر قرقوز مى گويند:
درحقيقت نماز هم عبادت است و هم ورزش بدنى و روحى ... و مى توان ادعا كرد كه قرآن در تطبيق ورزش هاى سبك كه امروزه به ورزش هاى سوئدى معروفند، پيشتاز بوده است .
آنچه ورزش نماز را از ساير ورزش ها ممتاز مى نمايد، توزيع مناسب آن در طول شبانه روز است ان الصلوة كانت على المومنين كتابا موقوتا. دانشمندان نيز ثابت كرده اند كه بهترين نوع ورزش ، ورزشى است كه تكرار شود و در طول روز توزيع گردد و خسته كننده نباشد و انجام آن براى هر كس امكان پذير باشد، كه تمام اين ويژگى ها در حركات نماز فراهم است ...
فوايد ورزشى حاصله از نماز را مى توان به شرح زير خلاصه نمود: در هر ركعت . با علم به اينكه ، نمازهاى يوميه 17 ركعت بوده و نوافل نيز به آن اضافه مى گردد.
1- نشاط بخشيدن به كار قلب و دستگاههاى گردش خون .
2- بهبود فعاليتهاى مغزى به دليل كمك به تغذيه بهتر آن .
3- تقويت جداره شريانهاى مغزى و حفظ حالت ارتجاعى آنها كه در نتيجه آن ، در مقابل پاره شدن و خونريزى مقاوم خواهند شد.
4- آماده كردن بدن براى مقابله با پيشامد حالت هاى ناگهانى كه ممكن است بسيارى از مردم دچار آن شوند؛ مثل سرگيجه و سياهى رفتن چشم و بيهوشى هاى زود گذر.
5- آرامش روحى و اعتماد به نفس .


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ برچسب:فوایدنمازشب, توسط zahra |
فوايد نماز شب 1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است. 2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است. 3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است. 4) باعث روشني دل است. 5) باعث استجابت سريع دعا است. 6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است. 7) باعث كفاره گناهان است. 8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است. 9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است. 10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است. 11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است. 12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است. 13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود. 14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است. 15) باعث افزايش عمر است. 16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است. 17) باعث نوعي صدقه است. 18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است. 19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد. 20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است. 21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است. 22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش. 23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند. 24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است. 25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد. 26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است. 27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش. 28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است. 29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر 30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.

امام باقر علیه السلام : «از جهت حمد و ذکر، خدا با چیزى بهتر از تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام عبادت نشده است. اگر عملى بهتر از آن بود، پیامبر خدا آن را به زهرا علیها السلام عطا مى‌کرد.»

به گزارش فرهنگ نیوز، نماز جماعت از جمله اعمالیست که در قرآن و روایات معصومین به آن سفارش شده است. مانند آيه ۴۳ سوره بقره:  وَ‌أَقِيمُوا الصَّلَوةَ وَ‌ءَاتُوا الزَّكَوةَ وَ‌ارْكَعُوا مَعَ الرَّ‌كِعِينَ ( و نماز را به پاى داريد و زكات را بدهيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد) که با کمی تامل در این آیه می توان دریافت، امر به رکوع کردن با دیگران دلیلی بر به جماعت خواندن نماز است. در ابتدای آیه نیز خداوند به جای " خواندن " نماز، از " به پا داشتن" استفاده کرده است که از این نکته می توان دریافت، علاوه بر وظیفه نماز خواندن، برپایی آن در جامعه و بین افراد نیز سفارش شده است. از طرفی برپایی نماز، علاوه بر خواندن اذکار، مفهوم برپایی ارکان مهم آن نیز بوده است که مهمترین آن توجه و حضور قلبی در پیشگاه خداوند است. نتیجه ی این گونه برپایی، تاثیر مثبت در روح و جان آدمی است.
 
 در بین روایات نیز موارد بسیاری دیده می شود که در موضوع ثواب آن می توان به این روایت اشاره کرد: اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان، ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى‌شود تا به ده نفر برسند وقتى عدّه آنان از ده نفر گذشت، اگر تمام آسمان‌ها كاغذ و درياها مركب و درخت‌ها قلم و جن و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نمى‌توانند ثواب يك ركعت را بنويسند.( محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج۸۵، ص۱۴; توضيح المسائل مراجع، ج۱، ص۷۹۵، مسئله ۱۳۹۹).
 
برای تعقیبات نماز، در مفاتیج الجنان، دعاهایی ذکر شده است اما با سیری در احادیث و روایات موجود، مواردی چون سجده شکر، تسبیحات حضرت زهرا(س)، قرائت آیه ۵۶ سوره احزاب (إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا) و سه صلوات و ... از بقیه موارد، بیشتر سفارش شده اند. حاج حسنعلی نخودکی نیز در سفارشی به امام خمینی (ره) که آن را بهتر از کیمیا خواندند، تلاوت آیت الکرسی، تسبیحات حضرت زهرا(س)، سوره توحید، صلوات و ... را توصیه کرده اند. با تمام این تفاسیر باز هم در مساجد و نمازخانه ها و اماکنی که نماز جماعت برپا می شود، بسیاری از افراد، به محض تمام شدن نماز شروع به مصافحه ( دست دادن ) با نمازگزاران اطرافشان می کنند. با توجه به روایات و احادیث، اولویت با اعمال و اذکاریست که ذکر شد. عده ای این مصافحه و تکبیرها و شعارهای سیاسی بلافاصله بعد از نماز را بدعت خوانده اند اما تمامی مراجع، بدعت بودن آن را رد کرده اند و اذکاری چون تسبیحات حضرت زهرا (س) را برای ابتدای فراغت از نماز سفارش کرده اند. هرچند که از مصافحه به عنوان یک امر پسندیده و مستحب بین مومنین در تمام اوقات یاد شده است و شعارهای انقلابی اسلامی را مطلوب اما خارج از عبادت دانسته اند. امام مهم اینجاست که اعمال بعد از نماز، اهمیت های متفاوتی دارند تا جایی که برخی از آنها را بهتر است قبل از به هم خوردن حالت نماز انجام داد.
 
از امام باقر علیه السلام روایت شده است: «از جهت حمد و ذکر، خدا با چیزى بهتر از تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام عبادت نشده است. اگر عملى بهتر از آن بود، پیامبر خدا آن را به زهرا علیها السلام عطا مى‌کرد.»
 
سوال اینجاست که چرا با وجود دلایل و احادیث مختلف برای اثبات اولویت داشتن اعمال دیگر بر مصافحه، با وجود تذکر و امر به معروف کردن، باز هم متقاعد نمی شوند و بر رفتار خود اصرار دارند؟
 
احادیث دیگری در زمینه اهمیت تسبیحات حضرت زهرا (س) به شرح ذیل نقل شده است:
 
 از امام صادق علیه السلام روایت شده است:
 
«مَنْ سَبَّحَ اللَّهَ فِى دُبُرِ الْفَرِیضَةِ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ الْمِائَةَ مَرَّةً وَاَتْبَعَها بِلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مَرَّةً غُفِرَ لَهُ؛
 
هر کس پس از نماز واجب، با تسبیح فاطمه علیهاالسلام صد بار به تسبیح خدا بپردازد، و به دنبال آن یک بار «لا اِلهَ اِلَّا اللَّه» بگوید، آمرزیده مى‌شود.»
 
در حدیث دیگرى از آن حضرت روایت شده است:
 
«تَسْبِیحُ فاطِمَةَعلیهاالسلام فِى کلِّ یوْمٍ فِى دُبُرِ کلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ مِنْ صَلاةِ اَلْفِ رَکعَةٍ فِى کلِّ یوْمٍ؛
 
تسبیح فاطمه زهرا هر روز بعد از هر نماز، از هزار رکعت نماز در هر روز، نزد خدا محبوب‌تر است.»
 
همچنین ایشان می فرمایند: «مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ علیها السلام فِى دُبُرِ الْفَرِیضَةِ قَبْلَ اَنْ یثْنِىَ رِجْلَیهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ؛  
 
هر کس بعد از نماز واجب، پیش از آنکه پاهاى خود را جفت کند (قبل از به هم خوردن حالت جلوس تشهد و سلام)، تسبیح فاطمه زهراعلیهاالسلام بگوید، خداوند او را مى آمرزد.»
 
از این احادیث معلوم مى شود که گفتن تسبیح حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام ارزش فوق العاده اى دارد و بهترین زمان گفتن آن، بعد از نماز واجب، بدون فاصله و پیش از به هم خوردن حالت نماز مى باشد


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ برچسب:نمازستون دین است, توسط zahra |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.